چهارشنبه سوری یا سالروز کشته شدن سیاوش اولین شهید اسطوره ای ایرانیان:سرگذشت زندگی سیاوش،سرگذشت عبرت انگیز وآموزنده ای است که شرح آن به تفصیل در سند افتخار ایرانیان،شاهنامه ی سترگ آمده است. آموزنده ترین قسمت این جریان تاریخی گذشتن سیاوش از خرمن آتش به منظور برائت از اتهام تر دامنی واثبات بی گناهی وی بوده است؛اما از جریانات تاریخی، آن چه که به دست فراموشی سپرده شده،ارتباط روز چهارشنبه ی پایان سال(چهارشنبه آخر سال 1013 پیش از میلاد)  با کشته شدن سیاوش است .آثار وعلایم اندکی که از جریان تاریخی مورد اشاره باقی مانده چنین نشان می دهد که سیاوش در پایان سال ثابت 1013پیش از میلاد که برابر با روز چهارشنبه بوده به دستور افراسیاب تورانی وبه دست شخصی "گروی" نام کشته شده ویک روز پس از قتل وی فرزند وی "کیخسرو"در روز پنچ شنبه اول فروردین 1012 پیش از میلاد در سرزمین توران از" فرنگیس" دخت افراسیاب متولد گردید؛وچون در آیین زرتشتی مراسم سوگواری در رثای مردگان جایز نیست، پارسیان زرتشتی در آخرین شب چهارشنبه ی پایان سال از آتش می گذشته اند تا خاطره ی سیاوش به منظور دفاع ا ز پاکدامنی وعفت، جاودان باقی بماند.

نگاهی اجمالی به این فلسفه ی زیبا ی چهارشنبه سوری در نزد ایرانیان باستان بیانگر روح جوانمردی در نزد این قوم نیک اندیش است.حتی اگر این واقعه را افسانه نیز بدانیم،اما فلسفه ی نهان شده در پس این افسانه چیزی  جز خرد واندیشه نیست.اکنون مارا چه شده است که چهارشنبه سوری که یادمان جوانمردی وعفت بوده به روزی پر مخاطره برای ایرانیان تبدیل شده که در آن ده ها نفر در آستانه ی سال نو به کام مرگ فرو می روند ویا زنان زیادی از هول وهراس ومزاحمت جوانانی خام ونبهره حمل می افکنند؟آیا بر رسانه های ما نیست که گاهگاهی با یادآوری فلسفه ی نیک این آیین باستان آن را از یک روز پر خطر به یک خاطره ی شیرین تبدیل نماید؟ آیا در کنار یادآوری خطرات این آتش بازی های مهیب دستگاه هایی چون شهرداری ها وفرهنگ سراها نمی توانند با یک بستر سازی مناسب و با در نظر گرفتن مکان هایی امن وپرنشاط برای جوانان ،هم آن هارا از فلسفه ی این جشن دیرین آگاه سازند وهم این که زمینه ی سرگرمی سالم آن ها را در این روز فراهم نماین؟ بیندیشیم